آخرین ویرایش : April 9, 2013

فضل الله زاهدی

مناصب و مشاغل


نخست وزیر

حکومت پهلوی

( از ۱۳۳۲/۰۵/۲۸ه.ش. تا ۱۳۳۳/۰۱ه.ش. )
در 25 مرداد ماه 1332 ه.ش زاهدی فرمان ریاست دولت را از شاه گرفت و با کودتای آمریکائی‌ها روز 28 مرداد بر اوضاع مسلط گردید و درجة سپهبدی دریافت کرد و نشان درجه اول تاج گرفت. وزیران خود را تعیین نمود و از شاه دعوت کرد که به ایران مراجعت نماید. از اقدامات زاهدی یکی دستگیری و محاکمه مصدق و همکاران او بود. کشف شبکه نظامی حزب توده و جمع آوری اسلحه و وسایل نشر و کتاب و روزنامه از وقایع دیگر دوران زاهدی است. در همین دولت مجدداً روابط سیاسی بین ایران و انگلیس دائر شد. تاسیس صندوق مشترک ایران و آمریکا برای ادامه عملیات عمرانی، عقد قرار داد استخراج نفت جنوب با کنسرسیوم بین المللی و به کار افتادن مجدد پالایشگاه آبادان از کارهای دولت زاهدی است.
سپهبد زاهدی تا فروردین 1334 در مصدر قدرت قرار داشت. همه کارها مطابق میل و سلیقه او انجام می‌گرفت. شاه تحقیقاً عنصر تشریفاتی بود. فساد و سوء استفاده و تصفیه حساب‌های گذشته در دوره او رواج کامل پیدا کرد. انتخابات دوره هیجدهم را در محیط اختناق و خفقان انجام داد ولی شاه عذر زاهدی را خواست و از او استعفا گرفت.

وزیر

وزارت کشور ایران

( از ۱۳۳۰ه.ش. تا ۱۳۳۰/۰۵ه.ش. )
در کابینه حسین علاء به وزارت کشور معرفی شد. دکتر مصدق نیز او را در مقام خود تثبیت کرد اما پس از مدتی استعفا داد.

فرمانده

بریگاد قزاق


به واسطه دوستی خانواده اش با سرهنگ رضا خان (رضا شاه) فرمانده آتریاد همدان به قزاقخانه رفت و دورة آموزشگاه افسری را طی کرد و در 1293 ه.ش ستوان سوم شد و در تیپ همدان مشغول کار گردید. چند مخاصمه داخلی از قبیل جنگ با خالو قربان و احسان‌الله خان موجب شد او از خود رشادت نشان دهد و مورد توجه واقع شود و در نتیجه درجات نظامی را سریعاً دریافت کرد و در سال 1300 ه.ش سرتیپ شد.
در 1301 ه.ش در سرکوبی سمیتقوی کرد فرمانده یک ستون بود. در این برخورد سمیتقو شکست خورد و مقر او که قلعة چهریق بود ، به دست قوای دولتی افتاد. به اقتضای زمان و اوضاع و احوال آن روز که مقدمات قدرت نمائی رضاخان بود، تبلیغات دامنه داری شروع شد و بازار تهران به مناسبت این فتح چراغانی نمود و سیل تبریک برای رضاخان سردار سپه سرازیر شد. قهرمان این فتح، سرتیپ فضل الله خان به دریافت عالی‌ترین نشان ارتشی آن روز که ذوالفقار نام داشت، مفتخر شد.

ارتش ایران

( از ۱۳۰۳ه.ش. تا ۱۳۲۶ه.ش. )
در 1303 پس از شکست شورش جنوب رضاشاه، زاهدی را به فرماندهی کل نیروهای خوزستان و فرمانداری نظامی آن منطقه منصوب کرد.در یک مهمانی خصوصی که در کشتی انعقاد یافته بود خزعل و تنی چند از پسران و نزدیکان او را دستگیر و به تهران فرستاد. پس از پایان وقایع شیخ خزعل، سرتیپ زاهدی به تهران آمد. او اولین‌بار مأموریت یافت که به رشت، سفر کند. ورود او به رشت مقارن با وقایع ترکمن صحرا بود، لذا از طرف دولت مرکزی، سرتیپ جان محمدخان از سمت خراسان و زاهدی از سمت رشت مأمور شدند که به ترکمن صحرا حمله کنند و شورش ترکمن‌ها را سرکوب کنند. در این جنگ زاهدی و جان محمدخان توانستند آرامش را در ترکمن صحرا برقرار سازند.
از شمال مجدداً مأمور فارس گردید. در آنجا به خوشگذرانی و شب زنده‌داری مشغول شد به طوری که ایلات، شهر را در محاصره قرار دادند و بیم حوادث زیادی می‌رفت. از تهران حبیب‌الله خان شیبانی به شیراز رفت و زاهدی منعزلاً با خلع درجه به تهران احضار گردید.
در سال 1316 ه.ش به ریاست باشگاه افسران که در حال ساختمان بود، برگزیده می‌شود و تا شهریور 1320 در آن سمت باقی بود. در مهرماه 1320 ه.ش زاهدی برای برار دوم به ریاست ژاندارمری کل کشور رسید ولی بیش از سه ماه در آن سمت نبود. از آنجا به فرماندهی لشکر اصفهان با درجه سرلشکری منصوب گردید. در 1322 ه.ش متفقین او را به زندان انداختند. پس از استخلاص به تهران آمد و به فرماندهی سپاه جنوب منصوب شد و بعد به ریاست اداره بازرسی رسید. وقتی رزم آرا رئیس ستاد به قدرت رسید، زاهدی را بازنشسته کرد.

رئیس

اداره شهربانی ایران


هنگامی که رئیس نظمیه بود، سید فرهاد نامی یکی از زندانیان از محبس فرار می‌کند. رضا شاه که در این گونه موارد گذشتی از خود نشان نمی‌داد، سرتیپ فضل الله خان رئیس شهربانی را احضار و ضمن بازخواست به اتاقدار خود دستور می‌دهد که پاگون‌های او را بکند. چند دقیقه بعد او را به زندان شهربانی انتقال می‌دهند.

اداره شهربانی ایران

( از ۱۳۲۸ه.ش. تا ۱۳۲۹ه.ش. )
زاهدی در 1328 ه.ش توسط دکتر اقبال از بازنشستگی خارج و به ریاست شهربانی منصوب شد و در مقابل رزم آرا قرار گرفت. زاهدی در انتخابات دوره شانزدهم مجلس به جبهه ملی کمک کرد تا مصدق و چند نفر دیگر از اعضا به مجلس راه یابند.

عضو

مجلس سنای ایران

( از ۱۳۲۸ه.ش. تا ۱۳۳۱ه.ش. )
زاهدی در اولین دوره مجلس سنا، سناتور انتصابی همدان شد.


روابط خانوادگی


نام پسر

نام دختر

دارای رابطه خانوادگی با

میرزا حسین خان پیرنیا مؤتمن الملک


زاهدی با دختر پیرنیا ازدواج کرد اما ازدواجشان دوامی نیاورد و همسرش با وجود دو فرزند از او جدا شد.


فضل الله زاهدی

تاریخ تولد ۱۲۷۲ه.ش.
تاریخ درگذشت ۱۳۴۲ه.ش.
ملیت کشور ایران
مدفن امامزاده عبدالله شهر ری

توضیحات بیشتر:
  • پدرش خرده مالک و پیشکار و جلودار امیرافخم قره گوزلو بود. زاهدی در دوران کودکی و نوجوانی تحصیلات مختصری در حد خواندن و نوشتن نمود. به دلیل آشنایی خانواده اش با سرهنگ رضا خان (رضا شاه) فرمانده آتریاد همدان دوره آموزشگاه افسری را طی کرد و در 1293 ستوان سوم شد و در تیپ همدان مشغول کار گردید.
  • پس از استخلاص از زندان به ریاست باشگاه افسران که در حال ساختمان بود، برگزیده می‌شود و تا شهریور 1320 در آن سمت باقی بود. در مهرماه 1320 زاهدی برای برار دوم به ریاست ژاندارمری کل کشور رسید ولی بیش از سه ماه در آن سمت نبود. از آنجا به فرماندهی لشکر اصفهان با درجة سرلشکری منصوب گردید. در 1322 متفقین او را به زندان انداختند. 
  • پس از استخلاص به تهران آمد و به فرماندهی سپاه جنوب منصوب شد و بعد به زیاست ادارة بازرسی رسید. وقتی رزم آرا رئیس ستاد به قدرت رسید، زاهدی را بازنشسته کرد. در 1328 زاهدی توسط دکتر اقبال از بازنشستگی خارج و به ریاست شهربانی منصوب گردید تا قدرتی در مقام سپهبد رزم آرا باشد. همان سال سناتور انتصابی همدان شد.
  • در مرداد 1330 از عضویت کابینة مصدق السلطنه کنار رفت و خود تدریجاً داعیة نخست وزیری پیدا کرد و از 1331 در مقام مبارزه با دولت برآمد.به دنبال ربوده شدن و قتل سرتیپ افشار طوس رئیس شهربانی مصدق، سپهبد زاهدی رسماً تحت تعقیب قرار گرفت و از طرف بازپرس نظامی احضار شد ولی او به مجلس رفت و در آنجا متحصن گردید. آیت الله کاشانی در دوران تحصن از او در مجلس دیدار کرد و مدتی با هم پیرامون سقوط دولت مذاکره کردند. سرانجام زاهدی با کمک و مساعدت دکتر عبدالله معظمی رئیس مجلس، از تحصنن خارج شد و به طور اختفاء می‌زیست. فرمانداری نظامی تهران برای دستگیری او متوسل به مردم شد و از طرف دولت اعلام شد هر کس او را بگیرد و تحویل بدهد، یکصد هزار ریال جایزه به او تعلق خواهد گرفت.
  • رهبر کودتای 1328 مرداد بود و به نخست وزیری رسید. در فروردین 1334 ه.ش مجبور به استعفا شد. سمت جدیدی تحت عنوان سفیر سیار دول اروپائی که مقر آن در ژنو بود، برای او درست کردند و او را محترمانه از ایران اخراج ساختند و حق ورود به ایران نداشت.

done in 0.0327 seconds