از تاریختا تاریختوضیحاتآخرین ویرایش
--
از تاریختا تاریختوضیحاتآخرین ویرایش
--
--


توضیحات بیشتر:

حسن خان سالار در سال 1262 ه.ق به علت بیماری محمدشاه و نابسامان بودن اوضاع دربار، با حمایت انگلستان از قبول اوامر حاج میرزا آقاسی سر پیچید و برعلیه او شورش کرد. او امیدوار بود بتواند خراسان را از خاک ایران جدا کند و حاکم آن شود. ابتدا قلعة کلات را تحت تصرف خود درآورد، سپس با قوائی که جمع کرده بود راه طهران را پیش گرفت و تا سبزوار جلو راند. محمدشاه در بدو امر دو تن از سرداران خود به نام های محمد علیخان ماکوئی و ابراهیم خلیل خان ماکوئی را به دفع سالار فرستاد ولی سرداران مذکور موفق به تصرف مشهد نشدند.محمدشاه ناچار حکومت خراسان را به برادرش حمزه میرزا حشمت الدوله سپرد و او را با سپاه کافی به خراسان روانه ساخت. سپاهیان دوطرف در بین سبزوار و شاهرود به هم رسیدند و سپاهیان سالار شکست خورده و گریختند. سالار از سبزوار گریخت و جمعی از ترکمانان را مجدداً گرد آورد و به کلات حمله برد و در پناه استحکلمات آن قلعه طبیعی مدت 8 ماه برابر سپاه حمزه میرزا مقاومت کرد.
در اوایل سال 1264 سالار مجدداً نیرو یافت و حمزه میرزا برای آنکه ایلات ترکمن را از همدستی با سالار منصرف سازد به سرکوبی آنان شتافت او 300 خانوار از ترکمان را به حوالی تهران کوچ داد و جمعی را نیز به اردوی خود ملحق ساخت. اما سالار توانست مشهد را محاصره کند، حمزه میرزا بار دیگر سالار را در 48 کیلومتری شمال شرقی مشهد شکست داد. سالار به طرف سرخس عقب نشست، ولی در همان اوقات حمزه میرزا مریض شد و عملیات تعقیب سالار متوقف شد. سالار با قوای جدید تا 60 کیلومتری مشهد پیش آمد و اندکی بعد از آن تاریخ خبر فوت محمدشاه در خراسان انتشار یافت و حمزه میرزا که حمایت جمعی از مردم مشهد از سالار را دید، ناگزیر آن شهر را رها کرد و مشهد به تصرف سالار درآمد.
در این زمان سالار یار محمدخان حاکم هرات را به کمک خود طلبید و حاکم مزبور با سپاه افغانی از هرات به مشهد حرکت کرد. در نزدیکی جام، حمزه میرزا با دادن وعده هایی چند به یار محمدخان او را با خود همداستان نمود و به مشهد حمله بردند. مدت 8 ماه زد و خورد بین سپاه سالار و هواداران او و سپاهیان حمزه میرزا و متعهد او یار محمدخان (حاکم هرات) ادامه داشت. در این زمان کنسول بریتانیا سعی فراوانی برای تثبیت حکومت خراسان برای سالار انجام می داد و سالار توسط نماینده بریتانیا دو نامه چاکرانه برای امیر و شاه فرستاد. اما کوشش وی و نماینده بریتانیا تصمیم امیر را دگرگون نکرد.امیر شرط اطاعت وی را تسلیم خراسان به حاکم منصوب دولت می دانست و دخالت های خارجی را بر نمی تابید.
در این زمان امیرکبیر حمزه میرزا را به تهران احضار کرد و او را به حکمرانی آذربایجان منصوب نمود و سلطان مراد میرزا حسام السلطنه عموی ناصرالدین شاه را با سپاه کافی و تجهیزات کامل به خراسان روانه ساخت. او همجنین یکی از معتمدان خود، چراغعلیان کلهر را با نامه هایی خطاب به بعضی از علمای مشهد که در آن شهر صاحب نفوذ بودند و نیز نامه ای محبت آمیز خطاب به سالار به مشهد فرستاد. سالار اما شرط اطاعت از دولت مرکزی را حکم حکومت خراسان برای خودش اعلام کرد. مجتهد شهر به حمایت از سالار اصرار داشت. چراغ علی خان با حیله از مشهد خارج شد و خود را به اردوی دولتی به فرماندهی سلطان مراد میرزا در خبوشان رساند.سلطان مراد میرزا در این مرحله به دستور امیر شهر مشهد را محاصره کرد. مردم مشهد که از حکومت سالار ناراضی بودند عباس قلی خان دره جزی و بهادر خان جامی را به نمایندگی نزد امیر فرستادند و نسبت به شاه جدید اظهار اطاعت کردند و از امیر قول گرفتند در موقع اشغال شهر توسط نیروهای دولتی جان و مالشان در امان باشد. امیر قول مساعد داد و شهر در ۱۰ جمادی‌الاولی ۱۲۶۶ ه ق توسط نیروهای دولتی تصرف شد.سلطان مراد میرزا در ازای این پیروزی ملقب به حسام السلطنه شد و بنابر دستور اکید امیر از تجاوز سربازان به مال و جان مردم جلوگیری کرد کاری که در دوره قاجار تا آن هنگام بی نظیر بود. سالار و همدستانش دستگیر شدند و برغم اصرار و حمایت نماینده سیاسی بریتانیا به مجازات رسیدند و اعدام شدند.

done in 0.0291 seconds