آخرین ویرایش : October 26, 2012

مهین جهانبگلو

تحصیلات


محل تحصیل

دانشگاه تهران


دكتراى ادبيّات فارسى را زير نظر استادانى همچون بديع الزمان فروزانفر، پورداوود، معين، صفا، رضوى و ديگر چهره‏ هاى درخشان ادب معاصر گذراند.


مناصب و مشاغل


مدرس

مدرسه عالی سینما و تلویزیون در تهران (دانشکده صدا و سیمای فعلی)

( از ۱۳۴۸ه.ش. تا ۱۳۵۰ه.ش. )

دانشگاه تهران

( از ۱۳۵۱ه.ش. تا ۱۳۵۵ه.ش. )
به عنوان استاد درس زمینه‌های دراماتیك در ادبیات فارسی در دانشگاه تهران به تدریس اشتغال داشت.


آثار


نویسنده

کتاب "تراژدی آفرینش"


انتشارات جشن هنر شیراز، بی‌تا.

کتاب "سماع در سلسله هو"

( ۱۳۵۱ه.ش. )
انتشارات جشن هنر شیراز.

کتاب "le Livre de Chams de Tabriz. Gallimard"

( ۱۹۹۱م. )
چاپ پاریس.

کتاب "des Legendes de La Persien. Grond Press"

( ۱۹۹۳م. )
چاپ پاریس

نمایشنامه نویس

نمایشنامه "کنار جاده"



نمایشنامه "تولد"



نمایشنامه "دیدار"



نمایشنامه "بت گر"



نمایشنامه "پرده دار"



نمایشنامه "دوخته فروشی فوریو"



نمایشنامه "ویس و رامین"

( از ۱۳۴۹ه.ش. )
انتشارات جشن هنر شیراز.
با شكل‌ گیری جریان تئاتر تجربی در كارگاه نمایش و لزوم تجدید‌نظر در شكل‌ های تئاتری، پیرو اساسنامه كارگاه نمایش كه در آن تصریح شده بود كه هدف تجربه كردن گروه‌ها و افراد‌، به دور از محدودیت‌های موجود در فضای تئاتر حرفه‌ای كشور بود، مهین جهانبگلو همكاری خود با آربی اُوانسیان كارگردان نواندیش آن دوره را شروع می‌كند. حاصل نخستین همكاری نمایش ویس و رامین بود كه در سال ١٣٤٩ و در چهارمین جشن هنر شیراز به صحنه رفت. این نمایشنامه پیش از این در سال ١٣٤٧ جایزه سوم مسابقه نمایش‌ نامه‌نویسی رادیو تلویزیون ملی ایران را نصیب مهین جهانبگلو (تجدّد) كرده بود.

نمایشنامه "خشت های رنگی"

( ۱۳۴۸ه.ش. )
وی در سال ١٣٤٨ نمایشنامه خشت‌ های رنگی را می‌نویسد كه ظاهرا‌ برداشتی بوده است از هفت‌ پیكر نظامی گنجوی.

پژوهشگر

نمایشنامه "ایولف کوچک"


ترجمه و بازنویسی ایولفِ كوچك اثر هنریك ایبسن از دیگر فعالیت‌های وی با گروه بازیگران شهر است.


روابط خانوادگی


نام همسر

نام دختر

دارای رابطه خانوادگی با

ژان کلود کاری یر


مهین جهانبگلو مادر همسر ژان کلود کاری یر است.

شیخ علی شیخ العراقین


جهانبگلو همسر پسر ــ رضا تجدد ــ شیخ العراقین است.

فریدون رهنما


فریدون رهنما ــ مستندساز ــ برادرزاده همسر مهین جهانبگلو بود.


سایر موارد


نام استادان وی

ابراهیم پورداود


جهانبگلو نزد پورداود با متد و كار اوستا و زبان اوستا و اصوات آن آشنا شد.

محمد معین




تاریخ درگذشت ۱۳۸۱/۰۹ه.ش.
ملیت کشور ایران
پیرو مذهب شیعه

توضیحات بیشتر:
  • جهانبگلو در سال‌های آغازین دهه چهل نخستین تجربیاتش را در زمینه نمایشنامه نویسی؛ با نگارشِ چند نمایشنامه تلویزیونی آغاز کرد. نمایشنامه‌هایی که حاصل آن چند نمایش تلویزیونی است که در سال‌های ١٣٤٧ ـ ١٣٤٥ از تلویزیون ثابت با سال آن روزگار، و سپس‌تر تلویزیون ملی ایران پخش می‌گردد. این نمایشنامه‌ها به کارگردانی عزت‌الله انتظامی به نمایش درآمدند.
  • وی در سال ١٣٥١ توسط ژان لویی بارو مدیر و کارگردان‌ تئاتر رکامیه پاریس برای شرکت در برنامة پیوند صوت، فضا و حرکت به پاریس دعوت شد. این دعوت به همکاری مرکز بین‌المللی پژوهش‌های تئاتری صورت گرفت. ارائه اصوات اوستایی در پاریس با همکاری «پیر شفرز» رئیس گروه پژوهش‌های موسیقی باعث شد قطعه‌ای از این برنامه به عنوان‌ برنامة برجستة سال شناخته شود. همین تجربه را در جشن هنر شیراز، با همکاری پرویز پورحسینی و فهیمه راستگار به معرض دید و شنید علاقه‌مندان گذاشت.
  • از سال  ١٣٥١به همکاری با گروه بازیگران شهر به سرپرستی آربی اُوانسیان ادامه داد. حاصل این همکاری نگارش متن پرندگان (اقتباس از متون عطار، سهرودی و ابن‌سینا) و تنظیم متن «مانی» (اقتباس از سروده‌های مانوی) بود که نمایش اخیر در سال ١٣٥٤ توسط نهرو خردمند در فرهنگسرای نیاوران به صحنه رفت.
  • همکاری در نگارش فیلم‌نامة فیلم مغول‌ها با پرویز کیمیا‌وی در سال ١٣٥١ نخستین تجربة سینمایی را برایش رقم زد.
  • وی در سال ١٣٥٢ جزوه‌ای پژوهشی دربارة سماع و کیفیت آن به نام سماع در سلسلة هو به چاپ می‌رساند. در این پژوهش، او به دلایل رشد سماع پس از اختلافات مذهبی قرن‌های چهارم و پنجم هجری ناشی از تحریم رقص و موسیقی، اشاراتی جسورانه دارد. در این اثر وی به ولایتعهدی موسیقی به جای معنا در کلمه اشاره دارد که چگونه موسیقی می‌تواند جایگاه کلمه را پر کند و با دست توانای خویش معنای کلمه را متغییر دهد. سخن از موسیقی کلامی و آوایی مطلبی است که مهین جهانبگلو (تجدّد) سالیان دراز به دنبال ساختار آن در شعر و ادب پارسی جست‌وجو کرده است. با توجه به تسلط وی بر زبان پارسی، این اثر با نثری ادبی و شیوا به باز کردن گره‌هایی می‌پردازد که در ذهن همگان نسبت به شعر و عروض وجود داشته است. جهانبگلو (تجدّد) در این پژوهش به موسیقی کلامی می‌پردازد که در حجابی مخفی دور افتاده است. آن را دوباره زنده می‌کند و به بررسی نقش آن در عروض و شعر پارسی بعد از اسلام می‌پردازد و نقش پُررنگ موسیقی را نشان می‌دهد که در تمام این دوران در گوشه‌ای از ترس پنهان شده است.
  • علاقه و گرایش او به مکتب مولانا، در پژوهش‌های گسترده‌تری در زمینة عشق و ریاضت در مکتب مولانا که در فرانسه به چاپ رسیده، همچنین در جلسات متعددی در سمینارهای فرانسه و ایران موج می‌زند.
  • وی در سال ١٣٥٣ به دعوت گروه پژوهش‌های موسیقی با همکاری ایوملک، پیر شفرز و گی ریبل سفری به پاریس می‌کند و در برنامة موزة گیمه شرکت می‌کند. در همین سال به مناسبت هفتصدمین سال تولد مولانا جلال‌الدین بلخی به قونیه دعوت می‌شود و به عرضة موسیقی سماع در‌اویش بر مبنای آهنگ اوزان عروضی شعر مولانا می‌پردازد.
  • با شکل‌ گیری جریان تئاتر تجربی در کارگاه نمایش و لزوم تجدید‌نظر در شکل‌ های تئاتری، که هدف تجربه کردن گروه‌ها و افراد‌، به دور از محدودیت‌های موجود در فضای تئاتر حرفه‌ای کشور بود، مهین جهانبگلو همکاری خود با آربی اُوانسیان کارگردان نواندیش آن دوره را شروع می‌کند. حاصل نخستین همکاری نمایش ویس و رامین بود که در سال ١٣٤٩ و در چهارمین جشن هنر شیراز به صحنه رفت. اجرای این نمایش توجه منتقدین تئاتری را به جهانبگلو جلب کرد. همکاری وی با آربی اُوانسیان که در آن روزگار به سبب اجراهای نو و جسورانه‌ای چون‌ "پژوهشی ژرف و سترگ و نوین"... نوشته "عباس نعلبندیان" برای اهالی تئاتر نامی ‌آشنا و جنجال‌برانگیز بود و طبعا‌ نام ایشان را نیز در کانون این توجهات و جنجال‌ها قرار می‌داد.
  • همکاری جهانبگلو با پیتر بروک، نام او را برای جهانیان نامی کنجکاوی‌ برانگیز و بعدتر نامی آشنا می‌کند. بروک در این خصوص چنین می‌نویسد: "دعوت‌نامه‌ای از شیراز به دستم رسید تا با گروهی از بازیگران ایرانی به کار بپردازم و به اجرای نمایشی در خرابه‌های تخت جمشید بپردازم. در ایران خانمی غیر‌عادی به نام «مهین تجدّد» شعرهای زردشت را برایمان خواند. هیچ‌کدام از صداهایی که او تلفظ می‌کرد شبیه آواهایی نبود که ما می‌شناختیم، اما می‌توانستیم قدرت واژه‌های آن را تشخیص دهیم. از آنجایی که ماه‌‌ها روی صداهایمان کار کرده بودیم از شنیدن اینکه مهین با یک محقق، موفق به بازسازی آواهای زبانِ اوستا شده بودند در جای خود میخکوب شدیم." جهانبگلو در این نمایش، خود اجرای سرود سروش را در هنگام سپیده‌دم در نقش رستم، در بخش دوم اُرگاست به عهده داشت.
  • جهانبگلو (تجدّد) در ادامه همکاری با گروه بازیگران شهر، در سال ١٣٥٥ بر اساس میراث ادبیات عرفانی و اسطوره‌های مذهبی ایران باستان دست به کار نگارش و تنظیم متونی می‌شود که با نام سواری درآمد رویش سُرخ و مویش سرخ و قَدَش سرخ و لبش سرخ و دندانش سرخ و اسبش سرخ و نیزه‌اش سرخ و... در سال ١٣٥٧ در چهاردهمین تئاتر ملل در شهر کاراکاس و‌نزوئلا نیز به صحنه می‌رود و به دعوت گروه تئاتر «لاماما» در شهر نیویورک نیز به اجرا گذاشته می‌شود.
  • پس از پیروزی انقلاب اسلامی و انحلال کارگاه نمایش و متعاقب آن انقلاب فرهنگی، فعالیت‌های هنری و آموزشی خانم جهانبگلو (تجدّد) نیز متوقف می‌شود و دیگر مجال و فرصت بیشتری دارد تا تمام اوقات خود را صرف پژوهش‌های ادبی کند.
  • مهین جهانبگلو (تجدّد)، شاگرد فروزانفر، پور‌‌داوود و معین، با کوله‌باری از دانشِ آکادمیک دربارة ادبیات کهن ایران و دلی پُر عشق به عرفان و مکتب مولانا، به قصد آشتی ادبیات کهن و تئاتر مدرن پا به عرصة تئاتر گذاشت، اما بیش از آنکه ادیب بماند و تئاتر را فدای ادبیات کند، به جنبه‌های نمایشی متون کهن و کلاسیک ایران توجه نشان داد. او از دنیای ادبیات آمد و در بستری که تازه شکل گرفته بود وارد تئاتر شد. ورودش کوتاه ولی قدرتمند بود، هرچند که پایدار نماند و فعالیت تئاتری‌اش در سال ١٣٥٧ بسته شد.

done in 0.1391 seconds