آخرین ویرایش : November 9, 2012

میرزا نصرالله بهشتی

معروف به : ملک‌المتکلمین

مناصب و مشاغل


عضو

کمیته انقلاب ملی در تهران


 ملک المتکلمین همراه با سید جمال الدین واعظ اصفهانی وارد کمیته شدند. به امر کمیته مأمور تحریک مردم به شورش شدند و بنوشتن مقالات ضد دولتی پرداختند.

مدرس

مدرسه رشدیه تهران


ملک المتکلمین به اشاره امین الدوله به مدرسه رشدیه رفت در آنجا به تدریس پرداخت و با میرزا حسن رشدیه و شیخ هادی نجم‌آبادی آشنا شد.


حوادث مهم زندگی


مشارکت در

انقلاب مشروطه ایران


در 1324 ه.ق ضد عین‌الدوله و محمدعلی میرزا به تبلیغ پرداخت و تحت تعقیب قرار گرفت که پیش از اجرای حکم به‌وسیلۀ قوام‌السلطنه با خبر شده به منزل وثوق‌الدوله رفت. در این احوال، کشته شدن طلبه ای جوان به‌وسیلۀ سربازان و چوب زدن یک نفر تاجر قند به‌ وسیلۀ علاءالدوله صورت گرفت. ملک المتکلمین با سخنرانی‌های خود جمعیت را تحریک و به مشروطه‌خواهان کمک می‌کرد و در هنگام رفتن علما به قم نیز ملک المتکلمین همراه آنان بود.

واقعه میدان توپخانه تهران


چون کار مخالفت با شاه بالا گرفت و ملک المتکلمین احساس خطر کرد، در مجلس متحصن گشت. شاه از مجلس خواستار تبعید هشت نفر از جمله ملک المتکلمین شد. مجلس مخالفت کرد. پس از به توپ بسته شدن مجلس، ملک المتکلمین و باقی متحصنان به پارک اتابک گریختند.


آثار


نویسنده


روابط خانوادگی


نام پسر


میرزا نصرالله بهشتی

تاریخ تولد ۱۲۷۷/۰۷ه.ق.
تاریخ درگذشت ۱۳۲۶ه.ق.
محل تولد شهر اصفهان
محل درگذشت شهر تهران
به دستور محمد علی شاه در باغشاه کشته شد.
ملیت کشور ایران

توضیحات بیشتر:
  • حاجی میرزا نصرالله فرزند محسن بهشتی فلسفه را نزد آخوند ملا صالح فریدونی آموخت و در تاریخ ادیان نیز مطالعاتی به عمل آورد. در 33 سالگی به سیر و سفر پرداخته، با کاروان حج از اصفهان به حجاز رفت، بعد از مناسک حج به هند سفر و دو سال در بمبئی و مدتی در کلکته و برخی دیگر از شهرهای هند اقامت کرد.مدرسه‌ای به سبک جدید و به نام خودش در بمبئی تأسیس کرد. او کتابی به نام "من‌الحق الی الحق" برای بیداری مسلمانان نوشت که فرقهٔ اسماعیلیه را بر ضد خود برانگیخت و منجر به تبعیدش از هندوستان و بازگشت به ایران شد. ملک المتکلمین در بوشهر با سید جمال‌الدین اسدآبادی ملاقات کرد.
  • در اصفهان به وعظ و تبلیغ پرداخت و در سخنان خود به روحانیان و پاره‌ای عقاید دینی حمله می‌کرد. با بی مهری روحانیون روبرو شد، از این رو به تبریز رفت و در آنجا به سخنرانی و تبلیغ پرداخت. در آن زمان مظفرالدین میرزا ولیعهد شیفتۀ سخنانش شد به او خلعت، پول و لقب ملک المتکلمین را بخشید.
  • در ابتدای سلطنت مظفرالدین شاه بار دیگر به اصفهان برگشت و به وعظ و تبلیغ و تأسیس مدرسه در 1315 ه.ق پرداخت. او با فرقه ازلیه نیز گه‌گاه ارتباط می‌یافت یا در لفافه از عقاید آنان مطالبی بیان می‌کرد لذا از طرف آقا نجفی اصفهانی به فساد عقیده متهم گشت. در ظاهر ظل‌السلطان از وی حمایت نکرد اما در باطن وی را به تهران فرستاد تا ضد محمدعلی میرزا و به نفعش به تبلیغ بپردازد.
  • در تهران به سخنرانی در مسجد سید محمد طباطبایی می پرداخت و در قرضه دوم مظفرالدین شاه برای سفر فرنگ، به مخالفت برخاست اما مورد تعقیب پلیس قرار گرفت و بقصد سفر به اروپا از تهران به رشت رفته به سخنرانی پرداخت و چون به روحانیان حمله نمود مورد تکفیر قرار گرفته لذا به بندرانزلی و از آنجا به بادکوبه رفت و با طالبوف دیداری داشت و به کمک تجار، مدرسهٔ ایرانیان بادکوبه را تأسیس کرد ولی نتوانست به اروپا برود لذا از راه عشق‌آباد به مشهد رفت و در مسجد گوهرشاد سخنرانی کرد، سپس بی سرو صدا به عزم دیدن خانواده به اصفهان و از آنجا به قصد رفتن به هند به شیراز رفت.
  • سخنرانی اش در شیراز به تبعیدش به اصفهان و مهاجرتش به تهران انجامید. در محله پامنار ساکن شد و بعد از سفری به کردستان و ملاقات با سالار السلطنه به تهران برگشت و درگیر انقلاب مشروطه خواهی شد. پس از به تخت نشستن محمدعلی شاه سخنان تندی علیه او گفت.
  • پس از به توپ بسته شدن مجلس، ملک المتکلمین با سایر متحصان به پارک امین الدوله ( در آن زمان متصل به باغ مجلس بود ) گریخت و امین‌الدوله تلفنی ورود آنان را به شاه خبر داد. چون سربازان شاه وارد پارک شدند، با کمک علیخان پیش‌خدمت امین الدوله، ملک المتکلمین و همراهان شبانه از باغ خارج گردیده تا جای امنی بیابند و چون چشمان ملک المتکلمین آب آورده و شبها بدون کمک نمی‌توانست راه برود به چنگ سربازان گرفتار و به باغشاه برده شد. ملک المتکلمین و میرزا جهانگیر خان را پس از اینکه دو روز کتک زدند و ناسزا گفتند با طناب خفه کردند و اجسادشان را مخفیانه دفن کردند که امروزه در کنار بیمارستان لقمان قرار گرفته است.

done in 0.0562 seconds