آخرین ویرایش : January 26, 2013

احمد کسروی

مناصب و مشاغل


موسس

نشریه پیمان (چاپ تهران)

( از ۱۳۱۲ه.ش. تا ۱۳۲۱ه.ش. )
کسروی پس از استفا از عدلیه، به جامعۀ ايرانی معاصر خود توجه بيشتری نشان داد و در پی يافتن انگيزه های کمبودها و نابسامانی ها برآمد. بدين منظور، مجلۀ فرهنگی پيمان را از آذر 1312 ه.ش تا خرداد 1321 ه.ش در نود شماره منتشر ساخت و به مبارزه با «بدآموزی» های شاعران و صوفيه، ستيز با خرافه پرستی و همچنين خرده گيری از پاره ای باورداشت های مذهبی پرداخت.

مدیر

وزارت دادگستری ایران

( از ۱۳۰۵ه.ش. تا ۱۳۱۱ه.ش. )
در سال 1305 ه.ش کسروی بازرس و رئیس یکی از دادگاه های تهران شد. سال بعد به سفارش تیمورتاش از سوی داور به دادستانی تهران در عدلیه جدید برگزیده شد. پس از رای به سود کشاورزان اوین در برابر دربار، از این کار برکنار گردید. داور برای آسوده شدن از آزار کسروی، وی را به سرپرستی عدلیه خراسان فرستاد. او از آن کار کناره جست و پروانه وکالت گرفت.
در سال 1307 ه.ش، کسروی به عدلیه بازگشت و به ریاست کل محاکم بدایت که یکی از بلندپایه ترین کارها در عدلیه بود، برگزیده شد. در سال 1308 ه.ش کسروی در جایگاه یکی از بازرسان عدلیه به شهرهای بسیاری سفر کرد، در پایان همین سال از کار عدلیه به کنار نهاده شد و با این همه تا زمستان 1311 ه.ش در کارمندی عدلیه ماند و در آن هنگام با نوشتن نامه ای جسورانه به رضا شاه، عدلیه را کانون رشوه خواری و فساد خواند و از آن کناره گرفت.

کارمند

وزارت عدلیه ایران (دوره قاجار)

( از ۱۲۹۸ه.ش. تا ۱۳۰۴ه.ش. )
در شهریور ماه 1298 ه.ش، احمد کسروی که فقه می دانست به پیشنهاد رئیس استیناف آذربایجان به کارمندی عدلیه درآمد. با آغاز شورش دموکرات ها در تبریز به رهبری خیابانی در فروردین ماه 1299 ه.ش، احمد کسروی به ناچار تبریز را ترک کرد و راهی تهران شد و پس از سرکوب شورش، چندماهی از سوی عدلیه به تبریز بازگشت و درآن جا دیری نپایید و بار دیگر به تهران بازگشت.
در مهرماه 1301 ه.ش، پس از چندین ماه ریاست استیناف مازندران و دماوند، کسروی در امتحان قضایی تهران شرکت کرد و با گرفتن نمره اول به جایگاه قاضی عدلیه رسید و برای سرپرستی عدلیه زنجان به آن شهر گسیل شد. در 1302 ه.ش کسروی سرپرست عدلیه خوزستان شد، یک سال و نیم در آن جا ماند و با شیخ خزعل و هوادارانش درگیر بود.


گرایشات


عضو

فرقه دموکرات ایران


کسروی در سال 1296 ه.ش، در پی سرنگونی تزار روسیه و راه‌اندازی حزب دموکرات در آذربایجان از سوی محمد خیابانی، به این حرکت پیوست، اما همکاری وی با این جریان سیاسی چندان دوام نداشت و در پی بروز دودستگی در بین دموکرات‌ها و اختلاف با خیابانی در 1299 ه.ش و با اعلام قیام خیابانی از آن‌ها جدا شد.


حوادث مهم زندگی


ترور شده توسط

فداییان اسلام

( ۱۳۲۴ه.ش. )
در روز دوشنبه هشتم اردیبهشت ماه 1324 ه.ش نواب صفوی با همراهی فردی دیگر در نزدیکی منزل کسروی در چهار راه حشمت الدوله تهران، او را با شلیک دو گلوله به پشتش ترور کردند، ضاربین دستگیر شدند و با پادرمیانی بازاریان و برخی از روحانیان آزاد شدند. در بیستم اسفند ماه همان سال، سید حسن امامی و برادرش که از اعضای گروه فدائیان اسلام بودند، در شعبه هفت دادرسی در کاخ دادگستری به احمد کسروی و منشی اش حمله کردند و آنها را به ضرب گلوله و چاقو کشتند.


آثار


نویسنده

کتاب "آذری یا زبان باستانی آذربایجان"

( ۱۳۰۴ه.ش. )
کسروی در این کتاب برای اولین بار این نظریه را مطرح کرد که زبان منطقهٔ آذربایجان تا چند سده پیش (قبل از رایج‌شدن ترکی) زبانی از خانوادهٔ زبان‌های ایرانی بوده‌است. وی با توجه به قرائن تاریخی نام این زبان را آذری گذاشت.

کتاب "تاریخ مشروطه ایران"



کتاب "تاریخ هجده ساله آذربایجان"



کتاب "تاریخ پانصد سالهٔ خوزستان"



کتاب "نام‌های شهرها و دیه‌های ایران"




احمد کسروی

تاریخ تولد ۱۲۶۹ه.ش.
تاریخ درگذشت ۱۳۲۵/۱۲/۲۰ه.ش.
محل درگذشت شهر تهران
ترور شده
ملیت کشور ایران
مدفن امامزاده صالح در تهران

توضیحات بیشتر:
  • سید احمد حکم آبادی که بعدها نام خانوادگی کسروی را برگزید، در تبریز زاده شد، در بیست سالگی مانند پدر و نیاکانش به جامۀ روحانیت درآمد و به پیشنمازی پرداخت. اما با پوشیدن لباس متفاوت و خودداری از روضه خوانی به شیوه مرسوم ملایان عمل نمی کرد. در سال 1291 ه.ش کسروی پس از ناسزاگویی ملایان و تکفیرش به گناه هواداری از مشروطه از منبر، از ملایی کناره جست و برای گذران زندگی چند ماهی کارگاه جوراب بافی به راه انداخت.
  • کسروی پس از شکست تجاری، در پی کسب علوم جدید برآمد، مدتی به تدریس پرداخت و در جستجوی شغل به باکو، تفلیس و عشق آباد سفر کرد.
  • فعالیت سیاسی او در حزب دموکرات بود؛ اما به سبب اختلاف نظر با اطرافیان شیخ محمد خیابانی، به تهران رفت و ده سال به کار قضاوت پرداخت. وی، در یک داوری، جانب روستاییانی را گرفت که با دربار رضا شاه درگیر بودند و به ظاهر از این رو، کار دولتی را ترک گفت و وکالت حقوقی پیشه کرد. در سال 1321 ه.ش کسروی وکالت تسخیری سرپاس رکن الدین مختاری، آخرین رئیس شهربانی دوران پادشاهی رضاشاه را پذیرفت و با سخنان و رفتار خود در دادگاه، مختاری را از مرگ رهانید.
  • کسروی که در حال تحقیق و مطالعه در تاریخ بود، آثار بسیاری منتشر کرد که از آن جمله می توان به کتاب دو جلدی تاریخ مشروطه ایران اشاره کرد که مهمترین کتاب در مورد انقلاب مشروطه است و شاهکار دیگر او به شاهان ناشناخته ایران می پردازد، او، نخستین کسی است که به ریشۀ خاندان صفوی توجه کرد و دروغین بودن نسب سیادت آنان را در کتاب شیخ صفی و تبارش برملا ساخت.
  • تندی برخی از حملات زبانی کسروی و ادعاهای پیامبرگونه اش، و نیز "کتاب سوزی" و مواضع تندش در قبال زبان (او مخالف استفاده از هر گونه واژه عربی بود) در سال های پایانی عمرش بر کارهای او به عنوان یک تاریخ نگار و متفکر اجتماعی سایه افکند. او دیگر در قالب یک مورخ حرف نمی زد، بلکه به سان پیامبران سخن می گفت و هوادارانش را در گروهی به نام «باهماد آزادگان» سازماندهی کرد.
  • خشم گروه های مذهبی از اظهارات او منجر به ترورش در کاخ دادگستری شد، دولت احمد قوام نمی خواست خشم روحانیت را برانگیزد و سوء قصد کننده به کسروی را تنها به سه هفته زندان محکوم کرد.

done in 0.074 seconds