آخرین ویرایش : January 27, 2013

ملا حسین بشرویه

مناصب و مشاغل


مبلغ

فرقه بابیه


پس از درگذشت سید رشتی پیشوای شیخیه در کربلا به سال 1259ه.ق ملا حسین در جستجوی جانشین حقیقی او [شیعه کامل] برای ملاقات محمد کریم خان قاجار به کرمان می رفت، در مسیر خود از شیراز گذشت و در آنجا در شب پنجم جمادی 1260هـ.ق با باب ملاقات کرد و به او ایمان آورد و لقب «من اول آمن» گرفت. ملاحسین به تبلیغ باب پرداخت و توانست جمعی از شاگردان سید کاظم رشتی را به باب معتقد سازد و حاج میرزا جانی کاشانی [که بعدها تاریخ باب را نوشت] و ملامحمدتقی هراتی عالم اصفهان را به این مسلک جلب کرد اما در دعوت از حاج ملا محمد مجتهد فرزند حاج ملا احمد نراقی (که از اغلاط صرف و نحو عربی در نوشته‏ های باب به خشم آمده بود) ناموفق ماند.
پس از تبعید باب به ماکو، ملاحسین بشرویه نامه‏ های باب خطاب به شاه و صدراعظم را به تهران برد، صدراعظم دستور داد از تهران بیرونش کنند و او به خراسان رفت. ملاحسین در خراسان چند تن از روحانیون دون‏ پایه خراسانی چون ملاعبدالخالق رزی و ملاعلی اصغر نیشابوری را به آیین باب درآورد و آنها علناً بر منبر به تبلیغ باب پرداختند. امیر خراسان حشمت الدوله بود که ملاحسین و ملا عبدالخالق را در زندان به غل و زنجیر کشید. ملاعلی اصغر توبه کرد.
بابیان دچار سختی شدند تا در شورش حسن خان سالار و خروج شاهزاده حمزه میرزا حشمت الدوله از شهر، ملاحسین فرصت فرار یافت و به نیشابور و سبزوار رفت و در سبزوار میرزا تقی جوینی منشی مشهور و گروهی از مردم هر دو شهر به او گرویدند.
در «بیرجند» سید محمد امام جمعه و در شهر شاهرود، ملامحمدکاظم مجتهد او را از خانه خود راندند. در «میامی» نیز کار به درگیری خونین موافقان و مخالفان باب کشید. در شاهرود بود که خبر مرگ محمدشاه به گوش رسید. (1264) و ملاحسین به بسطام رفت که راهش ندادند. در قریه حسین آباد در دو فرسخی بسطام، ملاحسین حسین آبادی ملای ده از او تبعیت کرد. اما چون مجال تبلیغ نیافت به مازندران رفت و در شهر بارفروش- بابل بعدی- با حاج محمدعلی بارفروشی ملاقات و به اتفاق علناً به تبلیغ بابیه پرداختند. در یک هفته سیصد نفر از مردم از آنها متابعت کردند.
علمای بارفروش به ریاست سعیدالعلماء به حکومت هشدار دادند و خود به سنگربندی شهر پرداختند. اما والی شهر شاهزاده خانلر میرزا برای مراسم تاجگذاری به تهران رفت. علما از عباس قلی خان سردار لاریجانی کمک خواستند و او عده ای را برای سرکوب فرستاد که زد و خورد منجر به هزیمت ملاحسین و یارانش از قلعه سرای و سکونت در قلعه شیخ طبرسی شد. حمله قشون دولتی به قلعه پس از چند ماه جنگ و جدال به مرگ بابی ها انجامید.


حوادث مهم زندگی


رهبر

شورش بابیان قلعه طبرسی

( از ۱۲۶۴ه.ق. تا ۱۲۶۵ه.ق. )
ملاحسین مبلغ بابی با مخالفت روحانیون مواجه شد، پس از خروج از بارفروش با یارانش به قلعه طبرسی رفت و قلعه را مستحکم ساخت و یارانش را برای جمع ‏آوری آذوقه و نیرو فرستاد و به آنها لقب و وعده امارت داد. ناصرالدین شاه فرمانی برای رؤسای مازندران صادر کرد تا فتنه بابی‏ها را ریشه‏ کن کنند. جمعی به رهبری آقا عبدالله و عباس قلی خان لاریجانی و محمد سلطان یاور و علی خان سواد کوهی و میرزا آقا مستوفی و سعید العلما به قلعه طبرسی حمله بردند اما شکست خوردند.
شاه عمویش مهدی قلی میرزا را خواست و او در 29 محرم 1265 با لشگر و تجهیزات کافی از تهران حرکت کرد تا به قلعه رسید. جنگ چندین ماه طول کشید و فرماندهی نظامی ملاحسین آنچنان هوشمندانه و شجاعانه بود که بارها سپاهیان دولتی شکست خوردند. در یکی از حملات ملاحسین زخمی و فوت شد. جسدش را زیر دیوار قلعه دفن کردند.


سایر موارد


نام استادان وی

سید کاظم رشتی


در 18 سالگی به کربلا رفت و 9 سال در حوزه درس سید کاظم رشتی حاضر شد. تا آنجا که سید رشتی او را به عنوان نماینده خود برای مباحثه نزد فقهای متشرع به قزوین، اصفهان نزد حاج سید محمد حجت الاسلام رشتی و مشهد نزد میرزا عسکری فرستاد. این انتخاب بدان سبب بود که از معلومات دینی خوبی برخوردار بود و در منطق و قوه استدلال توانا بود.


تاریخ تولد ۱۲۲۹ه.ق.
تاریخ درگذشت ۱۲۶۵/۰۴ه.ق.
محل تولد شهر فردوس
در بشرویه از توابع شهرستان فردوس
ملیت کشور ایران

توضیحات بیشتر:

در مشهد تحصیل کرد در آنجا با عقاید شیخیه آشنا شد، بدین سبب در 18 سالگی [1247هـ.ق] به کربلا رفت و در حوزه درس سید کاظم رشتی حاضر شد. پس از درگذشت سید رشتی پیشوای شیخیه در کربلا به سال 1259ه.ق با باب ملاقات کرد و به او ایمان آورد. سپس راهی خراسان شد و بعد در بارفروش و قلعه طبرسی موضع گرفت در حالی که می ‏خواست برای یاری سید علی محمد باب به آذربایجان روند. در ربیع الثانی 1265 هـ.ق در قلعه طبرسی کشته شد.


done in 0.0263 seconds